ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

این روزای ثمین گلی

1394/2/24 16:52
نویسنده : مامانی
1,932 بازدید
اشتراک گذاری

دخترک کوچولوی ماداره به سرعت بزرگ میشه و روزبروز شیطنتهاش خوشمزه تر و حرف زدن هاش شیرین تر.محبت

ذهن خیلی خلاقی داره و هر موضوع کوچیکی  باعث میشه کلی فکر بیاد تو سرش و ایده های تازه بده.مثلا از سال قبل وقتی اتل متل توتوله رو براش میخوندم،کلی سوال میومد تو ذهنش:اینکه چرا گاو حسن رو به هندستون بردن و چرا زن کردی گرفت؟و...سوال

یا دویدم و دویدم  سرکوهی رسیدم رو که میخوندم میپرسید:چرا سه تا خاتون رو ندید؟چرا بزی شیر داد؟مثلا نمیشد از پشمش بده؟ و چرا نونوا آتیش داد نمیشد نون بده ؟و...

خلاصه کلی سوال پیچم میکرد و این پرسشها همچنان ادامه داره در مورد هر داستان یا شعر یا موضوعی...

دیشب داشتیم هندونه میخوردیم.با یه قیافه ی متعقلانه ای که نگاهی پر از شیطنت داشت گفت:"مامان .چرا آدم بزرگا دهنشون بزرگه و میتونن قاچ های هندونه ی بزرگتر بخورن؟" منم خندیدم و گفتم:"چون بزرگن!!" لبخندی زد و گفت:"خب این که حل شد! حالا یه سوال دیگه:"چرا بچه ها دهنشون کوچیکه و قاچ های هندونه ای کوچیک میخورن؟!!!!!"  و من درسته قورتش دادمبوس

ثمین ما فوق العاده دختر مودب و حرف گوش کن و مهربونیه.روزی صد بار میاد و منو غرق در بوسه میکنهبوس

البته که شیطنتهای خاص سن خودش رو هم زیاد داره  و تا دلتون بخاد خرابکارعینک

یه نمونه از خرابکاریهاشو در ادامه میذارم

یه روز ظهر که خیلی خسته بودم اومدم رو تختش ولو شدم.ثمین هم داشت با عروسکهاش بازی میکرد.ثنا هم مدرسه بود.پنج دقیقه چشمم رو هم رفت و خوابیدم.بیدار شدمدیدم خبری ازش نیست.بعد از اینکه چند بار صداش زدم بالاخره گفت:"مامان.شما بخواب...نگران نباش زیاد خرابکاری نکردم.فقط یه کوچولو خرابکاری کردم"بعد از چن دقیقه با سرو صورت اکلیلی اومده و منو به زور برده تو اشپزخونه و میگه:"داشتم عروسکم رو خوشگل میکردم"زیبا

سایه های ثنا رو برده بود و همه رو مالیده بود به خودش و عروسکش!بعد میخنده و میگه:"مامان بخاطر اینکه شما متوجه نشی من یه عالمه دستمال اوردم و همه رو تند تند پاک کردم"فرشته

هنوز جرات نکردیم به ثنا بگیم .دوتاشون رو تقریبا به پایان رسوندههیس

پسندها (3)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (4)

بابای ملیسا خانم ناناز
26 اردیبهشت 94 0:36
با سلام . ضمن تبریک بمناسبت عید مبعث و همچنین بخاطر وبلاگ زیباتون ، وبلاگ ملیسا دختر بابا با عکسهای جدیدش به روز شد . خوشحال میشیم اگر با تشریف فرمائی خودتون ، یه یادگاری به رسم یادبود تو قسمت نظرات از خودتون به یادگار بزارید . منتظر شما هستیم .
ĸoѕαr
13 تیر 94 16:42
سلام کوثر. جون.هستیم در خدمتتون .این روزا زیاد وقت اضافی ندارم;-) سلامسلام خاله جان خوبی. ?کجایید دلمون تنگید واستون.
راضیه
28 مرداد 94 12:13
سلاااااااااااااااااااااااااام وااااااااااای عزیزم ماشالله چه قدر بانمک شده این خانم شیرازی ما از طرف من هردوشونو ببوس آجی
نرگس
7 آذر 94 6:47
عزیز دل عمه